صدرای عاشق شاهنامه

اشعار خیزش شب

کتاب خیزش شب طبق داستانش شعر هایی نیز دارد. در این جا بیش تر آن ها را برایتان آورده ام. بفرمایید. درضمن، اشعار جدیدی اضافه شد. *** چله کمان آخ که چه زود دل بریدی ای دل در پی تو من خود را پیر کردم تو بودی، تنها ، تنها تو بودی ای عشق در پس تو خود، ز عاشقی سیر کردم دیوانه شدم آن عشق از دستم برفت در پی اش بر چله کمانم تیر کردم آوخ،مردم از درد و ، به دادم نرسیدی به فریادم نرس که من عوض مسیر کردم بقیه اشعار در ادامه مطلب مهتاب سوزان تو بر دلی، بر دل خوشی، من بر غمم، سرم تویی قرار و خواهشم تویی آرامشم، علاج بی کشمکشم، قلب روی تخم چشمم فقط تویی، دردم تویی ...
18 خرداد 1395

کتاب خیزش شب

سلام. این یک کتاب است که خودم نوشتم و بر خلاف کتاب های دیگر، رایگان است و لازم نیست نظر بدهید. فرمت این کتاب pdf است. لطف کنید وقتی کتاب را خواندید نظر هم بدهید چون خیلی خیلی برایش زحمت کشیدم.  دانلود در ادامه مطلب    ...
18 خرداد 1395

شعری زیبا از سعدی شیرازی

شبی یاد دارم که چشمم نخفت شنیدم که پروانه با شمع گفت که من عاشقم گر بسوزم رواست تو را گریه و سوز باری چراست بگفت ای هوادار مسکین من برفت انگبین یار شیرین من چو شیرینی از من به در می رود چو فرهادم آتش به سر می رود   بقیه شعر در ادامه مطلب   همی گفت و هر لحظه سیلاب درد فرو می دویدش به رخسار زرد که ای مدعی عشق کار تو نیست که نه صبر داری نه یارای ایست تو بگریزی از پیش یک شعله خام من استاده ام تا بسوزم تمام تو را آتش عشق اگر پر بسوخت مرا بین که از پای تا سر بسوخت همه شب درین گفتگو بود شمع به دیدار او وقت اصحاب جمع نرفته ز شب هم چنان به...
23 بهمن 1394
1